اين شمارش، با همهٴ ناكامل بودنش كنجكاوي دايرةالمعارفگونهٴ مردم پرونسيزبان را بهخوبي نشان ميدهد و حاكي از آن است كه زبان پرونسي، هم در شعر و هم در نثر بهحد بالايي از رشد و بلوغ دست يافته بود. اين بلوغ با وجود نوشتههاي دستور زبان اثبات ميشود كه هنوز در ساير زبانهاي روميايي وجود نداشت. اكنون بهتر است بدانها بپردازيم.
الف. دستور زبان و اوزان شعر زبان ليموزين از رامون ويدال بِسالويي تروبادور (سدهٴ دوازدهم/ سيزدهم).1
ب. دستور زبان ديگري با تأكيد خاص بر صرف افعال، واژهنامهاي از افعال مهم، و فرهنگي از قافيهها، تأليف لاف فيديت درحدود سال 1240 براي دو ارباب ايتاليايي.
ج. قوانين عشق2 كه مفصلترين رساله در زمينهٴ دستور زبان و شعر است؛ مانند دو رسالهٴ پيشين به نثر نوشته شده، ولي بسيار استادانهتر. احتمالاً در ربع دوم سدهٴ چهاردهم تأليف شده، چون با ايجاد انجمن معارف لذتبخش، كه در سال 1323 در تولوز تأسيس شد، مربوط است.
اين انجمن نوعي فرهنگستان ادبي بود و مسابقههاي شعري ترتيب ميداد كه نخستين آن در روز اول ماه مه سال 1324 در تولوز برگزار شد. به گيلم مولِنيه، رييس انجمن دستور داده شده بود يك دستور زبان پرونسي تأليف كند تا راهنماي شاعران تازهكار باشد. از كتاب قوانين عشق دو تحرير در دست است. اولي در سه كتاب تنظيم شده، كتاب اول دربارهٴ انجمن معارف است و از اخلاق، فلسفه و الاهيات بحث ميكند. آن كتاب اقتباسي است از هنر سخن گفتن و كتاب تسليات
آلبرتانوي برشايي (سيزدهم ـ 1)، گنجينههاي برونتو لاتيني (سيزدهم ـ 2) و
مجموعهٴ الاهيات كه بهغلط به آلبرت كبير نسبت داده شده است (مقدمه، 2، 1811).
تحرير دوم، كتاب اول را ندارد و دو كتاب بعدي به پنج كتاب تبديل شده، كه در آنها از موضوعات زير بحث ميشود: اول، تلفظ صحيح و آواشناسي؛ دوم، وزن شعر، تعريف شكلهاي غنايي؛ سوم، ريختشناسي؛ چهارم، آيين سخنوري؛ پنجم، دستورهاي فني و اخلاقي. به جامعيت آن برنامه توجه كنيد! در هيچ ادبيات ديگري، چيزي قابل قياس با آن وجود نداشت. ملاحظات ديني و اخلاقي كه در كتاب اول تحرير اول و كتاب پنجم تحرير دوم عرضه شده، از ويژگيهاي انجمن معارف پرونس بود، كه هدفهاي ديني و در عين حال ادبي داشت.
همهٴ اين آثار منثور بود، ولي قوانين عشق را گيلم مولِنيه زير نام گلهاي معارف لذتبخش به شعر تلخيص كرده بود (در 7615 بيت دههجايي). اين كتاب براي خوانندهٴ عادي چنان مفصل و مشروح بود كه ژان دو كاستِـلنوي تولوزي (حدود 1341) گزيدهاي به نثر از آن فراهم كرد. تأليف